واژه

awkward

(ô' kwərd)

ناشیانه؛ دستوپاگیر

آکوِرد

Definition

clumsy; not well-suited to use; not easily managed; embarrassing

توضیح فارسی

ناشی؛ نامناسب برای استفاده؛ سخت قابل کنترل؛ خجالتآور

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Sally is very awkward in speaking to the class but quite relaxed with her own group of friends.

سالی هنگام صحبت با کلاس بسیار دستپاچه است اما در کنار دوستانش راحت است.

سَلی ایز وِری آکوِرد این اسپیکینگ تو دِ کلاس بات کوایت ریلَکست ویذ هِر اون گروپ آو فرِندز.

The handle of this bulky suitcase has an awkward shape.

دسته این چمدان بزرگ شکل نامناسبی دارد.

دِ هَندل آو ذیس بالکی سوئتکیس هَز اَن آکوِرد شیپ.

Slow down because this is an awkward corner to turn.

آهستهتر برو چون این یک پیچ دشوار برای چرخیدن است.

اسلو داون بیکاز ذیس ایز اَن آکوِرد کورنِر تو تِرن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.