(ô' kwərd)
آکوِرد
clumsy; not well-suited to use; not easily managed; embarrassing
ناشی؛ نامناسب برای استفاده؛ سخت قابل کنترل؛ خجالتآور
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Sally is very awkward in speaking to the class but quite relaxed with her own group of friends.
سالی هنگام صحبت با کلاس بسیار دستپاچه است اما در کنار دوستانش راحت است.
The handle of this bulky suitcase has an awkward shape.
دسته این چمدان بزرگ شکل نامناسبی دارد.
Slow down because this is an awkward corner to turn.
آهستهتر برو چون این یک پیچ دشوار برای چرخیدن است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.