واژه

possible

(päs' ə bl)

ممکن

پاسِبِل

Definition

able to be, be done, or happen; able to be true; able to be done or chosen properly

توضیح فارسی

قابل انجام یا رخ دادن؛ ممکن؛ قابل انتخاب یا انجام صحیح

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Call me tomorrow evening if possible.

اگر ممکن است فردا عصر با من تماس بگیر.

کال می تومارو ایونینگ ایف پاسِبِل.

It is now possible for man to walk on the moon.

اکنون برای انسان ممکن است روی ماه راه برود.

ایت ایز ناو پاسِبِل فور مَن تو واک آن دِ مون.

Considering Melissa's weakness in writing, it is not possible for her to help you with your composition.

با توجه به ضعف ملیسا در نوشتن، برای او ممکن نیست که در انشایت به تو کمک کند.

کِنسیدِرینگ ملیساز ویکنِس این رایتینگ، ایت ایز نات پاسِبِل فور هِر تو هِلپ یو ویذ یور کامپوزیشن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.