واژه

bigamy

(big' ə mē)

چندهمسری

بیگَمی

Definition

having two wives or two husbands at the same time

توضیح فارسی

داشتن دو همسر بهطور همزمان

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Some people look upon bigamy as double trouble.

بعضی مردم چندهمسری را دردسر دوبرابر میدانند.

سام پیپِل لوک آپان بیگَمی اَز دابل تِرابِل.

Mr. Winkle, looking at his wife, thought bigamy was one crime he would never be guilty of.

آقای وینکل هنگام نگاه کردن به همسرش فکر کرد چندهمسری جرمی است که هرگز مرتکب آن نخواهد شد.

میستر وینکِل، لوکینگ اَت هیز وایف، ثات بیگَمی واز وان کرایم هی وود نِوِر بی گیلتی آو.

Some religious groups are in favor of bigamy even though it is against the law of the land.

برخی گروههای مذهبی طرفدار چندهمسری هستند، هرچند این کار برخلاف قانون کشور است.

سام رِلیجِس گروپس آر این فِیوِر آو بیگَمی ایوِن ذو ایت ایز اَگِینست دِ لا آو دِ لَند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.