(en' vē)
اِنوی
jealousy; the object of jealousy; to feel jealous
حسادت؛ مورد حسادت بودن؛ حسادت کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Marilyn's selection as Prom Queen made her the envy of every senior.
انتخاب مرلین بهعنوان ملکه جشن باعث شد او مورد حسادت همه دانشآموزان سال آخر شود.
My parents taught me not to envy anyone else's wealth.
والدینم به من یاد دادند به ثروت دیگران حسادت نکنم.
Our envy of Nora's skating ability is foolish because with practice all of us could do as well.
حسادت ما به مهارت اسکیت نورا احمقانه است، چون با تمرین همه ما میتوانیم به همان خوبی عمل کنیم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.