واژه

pauper

(pô' pər)

فقیر

پاپِر

Definition

a very poor person

توضیح فارسی

فرد بسیار فقیر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The fire that destroyed his factory made Mr. Bloomson a pauper.

آتشی که کارخانهاش را نابود کرد، آقای بلومسون را فقیر کرد.

دِ فایِر دَت دیستروید هیز فَکتوری مِید میستر بلومسون ا پاپِر.

The richest man is a pauper if he has no friends.

ثروتمندترین مرد هم اگر دوستی نداشته باشد یک فقیر است.

دِ ریچِست مَن ایز ا پاپِر ایف هی هَز نو فرِندز.

Since he was once a pauper himself, Max is willing to help the needy whenever he can.

از آنجا که مکس خودش زمانی فقیر بوده، هر وقت بتواند به نیازمندان کمک میکند.

سینس هی واز وانس ا پاپِر هیمسِلف، مَکس ایز ویلینگ تو هِلپ دِ نیدی وِنِوِر هی کَن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.