(fyoo' jə tiv)
فیوجیتیو
a runaway
فرد فراری
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Paul was a fugitive from the slums, abandoned by all his friends.
پل یک فراری از محلههای فقیرنشین بود که همه دوستانش او را رها کرده بودند.
After escaping from prison, Tom led an unhappy life as a fugitive from the law.
تام پس از فرار از زندان، زندگی ناراحتکنندهای بهعنوان یک فراری از قانون داشت.
The fugitives from the unsuccessful revolution were captured.
فراریان انقلاب ناموفق دستگیر شدند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.