واژه

abroad

(ə brôd')

خارج از کشور؛ گسترده

اَبراد

Definition

outside one's country; going around; far and wide

توضیح فارسی

خارج از کشور؛ در همه جا

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

More people are going abroad for vacations.

افراد بیشتری برای تعطیلات به خارج از کشور میروند.

مور پیپِل آر گوئینگ اَبراد فور وِیکِیشنز.

Is there any truth to the rumor abroad that school will be open all summer?

آیا شایعهای که همهجا پخش شده مبنی بر باز بودن مدرسه در تمام تابستان حقیقت دارد؟

ایز دِر اَنی تروث تو دِ رومِر اَبراد دَت اسکول ویل بی اوپِن آل سامِر؟

The news of the president's illness spread abroad.

خبر بیماری رئیسجمهور همهجا پخش شد.

دِ نیوز آو دِ پرزیدِنتس ایلنس اِسپرد اَبراد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.