(bag' ij)
بَگیج
the trunks and suitcases a person takes when he or she travels; an army's equipment
چمدانها و وسایلی که فرد در سفر با خود میبرد؛ تجهیزات ارتش
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
When Walt unpacked his baggage, he found he had forgotten his radio.
وقتی والت چمدانهایش را باز کرد، فهمید رادیویش را جا گذاشته است.
Mrs. Montez checked her baggage at the station and took the children for a walk.
خانم مونتز بار و بنهاش را در ایستگاه تحویل داد و بچهها را برای پیادهروی برد.
The modern army cannot afford to be slowed up with heavy baggage.
ارتش مدرن نمیتواند با تجهیزات سنگین کند شود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.