واژه

neutral

(nōō' trəl)

بیطرف

نیوترال

Definition

on neither side of a quarrel or war

توضیح فارسی

در هیچیک از طرفهای دعوا یا جنگ نبودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

It is logical to remain neutral in a violent argument between spouses.

منطقی است که در یک مشاجره شدید بین همسران بیطرف بمانیم.

ایت ایز لاجیکَل تو ریمِین نیوترال این ا وایولِنت آرگیومِنت بِتوین اسپاوسِز.

Switzerland was a neutral country in World War II.

سوئیس در جنگ جهانی دوم کشوری بیطرف بود.

سوئیتزرلند واز ا نیوترال کانتری این وِرلد وار تو.

Adolph did not reject the idea but remained neutral about it.

آدولف ایده را رد نکرد اما درباره آن بیطرف ماند.

آدولف دید نات ریجکت دِ آیدیا بات ریمِیند نیوترال اَبَوت ایت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.