واژه

symbol

(sim' bəl)

نماد

سیمبُل

Definition

something that stands for or represents something else

توضیح فارسی

چیزی که نماینده یا نشاندهنده چیز دیگری باشد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The statue outside the court building is considered a symbol of justice.

مجسمه بیرون ساختمان دادگاه یک نماد عدالت محسوب میشود.

دِ استَچو آوتساید دِ کورت بیلدینگ ایز کِنسیدِرد ا سیمبُل آو جاستیس.

Symbols for God are prohibited in their religion.

نمادها برای خدا در مذهب آنها ممنوع است.

سیمبُلز فور گاد آر پروهیبیتِد این دِر رِلیجِن.

An olive branch is a symbol of peace.

شاخه زیتون نماد صلح است.

اَن آلیو برَنچ ایز ا سیمبُل آو پیس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.