واژه

wail

(wāl)

شیون کردن

وِیل

Definition

cry loud and long because of grief or pain

توضیح فارسی

بلند و طولانی گریه کردن از غم یا درد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

When tragedy struck, the old people began to wail.

وقتی فاجعه رخ داد، پیرمردها شروع به شیون کردن کردند.

وِن تِرَجِدی استراک، دِ اولد پیپِل بِگَن تو وِیل.

In some countries the women are expected to wail loudly after their husbands die.

در بعضی کشورها انتظار میرود زنان پس از مرگ شوهرانشان بلند شیون کنند.

این سام کانتریز دِ ویمن آر اکسپکتِد تو وِیل لاودلی اَفتر دِر هازبِندز دای.

When the Yankees lost the World Series, there was much wailing in New York.

وقتی یانکیها سری جهانی را باختند، در نیویورک شیون زیادی وجود داشت.

وِن دِ یَنکیز لاست دِ وِرلد سیریز، دِر واز ماچ وِیلینگ این نیویورک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.