واژه

vermin

(ver' mən)

حشرات و جانوران موذی

وِرمین

Definition

small animals that are troublesome or destructive

توضیح فارسی

جانوران کوچک مزاحم یا مخرب

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We should try to eliminate all vermin from our house.

ما باید تلاش کنیم همه جانوران موذی را از خانهمان نابود کنیم.

وی شود ترای تو الیمینیت آل وِرمین فرام آور هاوس.

Some reptiles eat vermin as their food.

برخی خزندگان جانوران موذی را بهعنوان غذای خود میخورند.

سام رِپتایلز ایت وِرمین اَز دِر فود.

Although vermin are not always visible, they probably inhabit every house in the city.

اگرچه جانوران موذی همیشه دیده نمیشوند، احتمالاً در هر خانهای در شهر زندگی میکنند.

آلذو وِرمین آر نات آلویز ویزیبل، دِی پرابِبلی اینهَبیت اِوری هاوس این دِ سیتی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.