واژه

encourage

(en ker' ij)

تشویق کردن

اِنکِریج

Definition

give courage to; increase the confidence of

توضیح فارسی

شجاعت دادن؛ افزایش اعتمادبهنفس

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We encouraged the coach to devise a plan for beating Jefferson High.

ما مربی را تشویق کردیم تا برنامهای برای شکست دادن جفرسون های تنظیم کند.

وی اِنکِریجد دِ کوچ تو دیوایز ا پلَن فور بیتینگ جفرسون های.

Some unstable persons need to be encouraged to find a vocation.

برخی افراد ناپایدار نیاز دارند برای یافتن شغل تشویق شوند.

سام آناستِیبل پِرسِنز نید تو بی اِنکِریجد تو فایند ا ووکِیشن.

A valiant person rarely needs to be encouraged.

یک فرد شجاع بهندرت نیاز دارد تشویق شود.

ا وَلینت پِرسِن رِرلی نیدز تو بی اِنکِریجد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.