(di test')
دیتِست
dislike very much; hate
بسیار دوست نداشتن؛ نفرت داشتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The world detests people who aren't valiant.
دنیا از افرادی که شجاع نیستند متنفر است.
Wally was certain that his girlfriend's parents would detest him because he had been a delinquent.
والی مطمئن بود که والدین دوستدخترش از او متنفر خواهند شد چون بزهکار بوده است.
I detest Chinese food but I won't deprive you of the chance to eat it.
من از غذای چینی متنفرم اما تو را از فرصت خوردن آن محروم نمیکنم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.