واژه

devise

də vīz

طرح‌ریزی کردن

دِوایز

Definition

think out; plan; invent

توضیح فارسی

فکر کردن؛ برنامه‌ریزی کردن؛ اختراع کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The burglars devised a scheme for entering the bank at night.

دزدها نقشه‌ای برای ورود شبانه به بانک طرح‌ریزی کردند.

دِ بِرگلِرز دِوایزد اِ اسکیم فور اِنتِرینگ دِ بَنک اَت نایت.

I would like to devise a method for keeping my toes from becoming numb while I am ice skating.

دوست دارم روشی طراحی کنم که انگشتان پایم هنگام اسکیت روی یخ بی‌حس نشوند.

آی وود لایک تو دِوایز اِ مِثِد فور کیپینگ مای توز فرام بیکامینگ نام وایل آی اَم آیس اِسکیتینگ.

If we could devise a plan for using the abandoned building, we could save thousands of dollars.

اگر می‌توانستیم برای استفاده از ساختمان متروکه نقشه‌ای طراحی کنیم، می‌توانستیم هزاران دلار صرفه‌جویی کنیم.

ایف وی کود دِوایز اِ پلَن فور یوزینگ دِ اَبَندِند بیلدینگ، وی کود سیو ثاوزِندز آو دالِرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.