də vīz
دِوایز
think out; plan; invent
فکر کردن؛ برنامهریزی کردن؛ اختراع کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The burglars devised a scheme for entering the bank at night.
دزدها نقشهای برای ورود شبانه به بانک طرحریزی کردند.
I would like to devise a method for keeping my toes from becoming numb while I am ice skating.
دوست دارم روشی طراحی کنم که انگشتان پایم هنگام اسکیت روی یخ بیحس نشوند.
If we could devise a plan for using the abandoned building, we could save thousands of dollars.
اگر میتوانستیم برای استفاده از ساختمان متروکه نقشهای طراحی کنیم، میتوانستیم هزاران دلار صرفهجویی کنیم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.