واژه

fierce

(fērs)

خشن؛ وحشی

فیرس

Definition

savage; wild

توضیح فارسی

خشن؛ وحشی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Barry was so fiercely angry that he thrust his hand through the glass.

بری آنقدر خشمگین بود که دستش را از شیشه عبور داد.

بری واز سو فیرسلی اَنگری دَت هی ثراست هیز هَند ثرو دِ گِلَس.

One must take appropriate precautions when approaching fierce dogs.

هنگام نزدیک شدن به سگهای وحشی باید احتیاطهای لازم را رعایت کرد.

وان ماست تِیک اَپروپریِت پریکاشِنز وِن اَپروچینگ فیرس داگز.

He took one look at his fierce opponent and ran.

او یک نگاه به حریف خشن خود انداخت و فرار کرد.

هی توک وان لوک اَت هیز فیرس اُپونِنت اَند رَن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.