(fērs)
فیرس
savage; wild
خشن؛ وحشی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Barry was so fiercely angry that he thrust his hand through the glass.
بری آنقدر خشمگین بود که دستش را از شیشه عبور داد.
One must take appropriate precautions when approaching fierce dogs.
هنگام نزدیک شدن به سگهای وحشی باید احتیاطهای لازم را رعایت کرد.
He took one look at his fierce opponent and ran.
او یک نگاه به حریف خشن خود انداخت و فرار کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.