(pär' shəl)
پارشِل
not complete; not total
کامل نبودن؛ ناقص
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We made a partial listing of the urgently needed supplies.
ما فهرستی ناقص از وسایل ضروری تهیه کردیم.
Macy’s had a sale on a partial selection of its winter clothes.
میسی روی بخشی جزئی از لباسهای زمستانی خود حراج گذاشته بود.
Using only a partial amount of his great speed, Jim surpassed all the other runners.
جیم تنها با بخشی جزئی از سرعت زیادش از همه دوندگان جلو زد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.