واژه

embrace

(em brās')

در آغوش گرفتن

اِمبریس

Definition

hug one another; a hug

توضیح فارسی

یکدیگر را در آغوش گرفتن؛ بغل کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

After having been rivals for years, the two men embraced.

پس از سال‌ها رقیب بودن، آن دو مرد یکدیگر را در آغوش گرفتند.

اَفتِر هَوینگ بین رایوِلز فور ییرز.

When Ellen’s spouse approached, she slipped out of Doug’s embrace.

وقتی همسر الن نزدیک شد، او از آغوش داگ بیرون آمد.

وِن اِلِنز اِسپاوس اَپروچت.

The young girl was bewildered when the stranger embraced her.

دختر جوان وقتی غریبه او را در آغوش گرفت گیج شد.

دِ یانگ گِرل واز بیویلْدِرد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.