واژه

prior

(prī' ər)

قبلی، پیشین

پرایِر

Definition

coming before; earlier

توضیح فارسی

پیش از این؛ قبلی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Prior to choosing his life’s vocation, Paul traveled to India.

پیش از انتخاب شغل زندگی‌اش، پاول به هند سفر کرد.

پرایِر تو چوزینگ هیز لایفز وُکِیشِن.

Myrna was unhappy prior to meeting her beau.

مایرنا پیش از ملاقات با نامزدش ناراحت بود.

میرنا واز آنهَپی پرایِر تو میتینگ.

President Obama had prior service as a senator.

رئیس‌جمهور اوباما سابقه قبلی خدمت به عنوان سناتور داشت.

پرزیدِنت اوباما هَد پرایِر سِرویس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.