واژه

extract

(eks trakt')

استخراج کردن، بیرون کشیدن

اِکسترَکت

Definition

pull out or draw out, usually with some effort

توضیح فارسی

بیرون کشیدن یا استخراج کردن، معمولاً با تلاش

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Dr. Fogel extracted my tooth in an amateur fashion.

دکتر فوگل دندانم را به شکلی غیرحرفه‌ای کشید.

داکتِر فوگِل اِکسترَکتِد مای توث.

Chemists extracted the essential vitamins from the grain.

شیمیدانان ویتامین‌های ضروری را از غلات استخراج کردند.

کِمیستس اِکسترَکتِد دِ اِسِنشال وایتِمینز.

Spencer was ingenious in extracting information from witnesses.

اسپنسر در بیرون کشیدن اطلاعات از شاهدان بسیار زیرک بود.

اِسپِنسِر واز اینجینیِس این اِکسترَکتینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.