(prə kô' shən)
پریکاشِن
measures taken beforehand; foresight
اقداماتی که از قبل انجام میشود؛ دوراندیشی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Detectives used precaution before entering the bomb’s vicinity.
کارآگاهان پیش از ورود به نزدیکی بمب احتیاط کردند.
We must take every precaution not to pollute the air.
ما باید هر احتیاطی را برای آلوده نکردن هوا انجام دهیم.
Before igniting the fire, the hunters took unusual precaution.
شکارچیان پیش از روشن کردن آتش احتیاط غیرمعمولی انجام دادند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.