واژه

precaution

(prə kô' shən)

احتیاط، اقدام پیشگیرانه

پریکاشِن

Definition

measures taken beforehand; foresight

توضیح فارسی

اقداماتی که از قبل انجام می‌شود؛ دوراندیشی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Detectives used precaution before entering the bomb’s vicinity.

کارآگاهان پیش از ورود به نزدیکی بمب احتیاط کردند.

دِتِکتیوز یوزد پریکاشِن.

We must take every precaution not to pollute the air.

ما باید هر احتیاطی را برای آلوده نکردن هوا انجام دهیم.

وی ماست تِیک اِوری پریکاشِن.

Before igniting the fire, the hunters took unusual precaution.

شکارچیان پیش از روشن کردن آتش احتیاط غیرمعمولی انجام دادند.

بیفور ایگنایتینگ دِ فایِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.