واژه

exhibit

(eg zib' it)

نمایش دادن، به نمایش گذاشتن

اِگزیبیت

Definition

display; show

توضیح فارسی

نمایش دادن؛ نشان دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

A million-dollar microscope is now on exhibit at our school.

یک میکروسکوپ میلیون دلاری اکنون در مدرسه ما به نمایش گذاشته شده است.

اِ میلیون دالر مایکروسکوپ ایز ناو آن اِگزیبیت.

The bride and groom exhibited their many expensive gifts.

عروس و داماد هدایای گران‌قیمت فراوان خود را به نمایش گذاشتند.

دِ براید اَند گروم اِگزیبیتِد دِر مِنی اِکسپِنسیو گیفتس.

Kim frequently exhibited her vast knowledge of baseball before complete strangers.

کیم اغلب دانش گسترده خود درباره بیسبال را جلوی غریبه‌ها نشان می‌داد.

کیم فریکوِنتلی اِگزیبیتِد هِر وَست نالج.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.