واژه

rarely

(râr' lē)

به ندرت

رِرلی

Definition

seldom; not often

توضیح فارسی

به ندرت؛ نه اغلب

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

You rarely hear adults raving about a movie they just saw.

شما به ندرت می‌شنوید که بزرگسالان درباره فیلمی که تازه دیده‌اند با هیجان صحبت کنند.

یو رِرلی هیر اَدالتس رِیوینگ اَبَوت اِ مووی.

People are rarely frank with each other.

مردم به ندرت با یکدیگر صادق هستند.

پیپِل آر رِرلی فِرَنک ویذ ایچ آذِر.

I rarely attend the annual meetings of our family circle.

من به ندرت در جلسات سالانه فامیلی شرکت می‌کنم.

آی رِرلی اَتِند دِ اَنیوال میتینگْز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.