(râr' lē)
رِرلی
seldom; not often
به ندرت؛ نه اغلب
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
You rarely hear adults raving about a movie they just saw.
شما به ندرت میشنوید که بزرگسالان درباره فیلمی که تازه دیدهاند با هیجان صحبت کنند.
People are rarely frank with each other.
مردم به ندرت با یکدیگر صادق هستند.
I rarely attend the annual meetings of our family circle.
من به ندرت در جلسات سالانه فامیلی شرکت میکنم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.