واژه

reptile

(rep' təl)

خزنده

رِپتِل

Definition

a cold blooded animal that creeps or crawls; snakes, lizards, turtles, alligators, and crocodiles

توضیح فارسی

جانور خونسردی که می‌خزد یا سینه‌خیز حرکت می‌کند؛ مانند مار، مارمولک، لاک‌پشت، تمساح

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The lizard is a reptile with a very slender body.

مارمولک یک خزنده با بدن بسیار باریک است.

دِ لیزِرد ایز اِ رِپتِل ویذ اِ وِری اِسلِندِر بادی.

Reptiles are kept in the museum’s large hall.

خزندگان در سالن بزرگ موزه نگهداری می‌شوند.

رِپتایلز آر کِپت این دِ میوزیِمز لارج هال.

A crocodile is a reptile that is more nimble in the water than out of it.

تمساح یک خزنده است که در آب چابک‌تر از بیرون آب است.

اِ کراکودایل ایز اِ رِپتِل دَت ایز مور نیمبِل این دِ واتِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.