(ben ə fish' ē er ē)
بِنِفیشِری
person who receives benefit
شخصی که منفعت دریافت میکند
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
I was the beneficiary of $8,000 when my grandfather died.
وقتی پدربزرگم فوت کرد، من ذینفع هشت هزار دلار شدم.
When the paintings were sold, the millionaire’s niece was the beneficiary.
وقتی نقاشیها فروخته شدند، خواهرزاده میلیونر بهرهمند شد.
My brother was the beneficiary of excellent advice from his guidance counselor.
برادرم از توصیههای عالی مشاور تحصیلی خود بهرهمند شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.