واژه

beneficiary

(ben ə fish' ē er ē)

ذی‌نفع، بهره‌مند

بِنِفیشِری

Definition

person who receives benefit

توضیح فارسی

شخصی که منفعت دریافت می‌کند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I was the beneficiary of $8,000 when my grandfather died.

وقتی پدربزرگم فوت کرد، من ذی‌نفع هشت هزار دلار شدم.

آی واز دِ بِنِفیشِری آو اِیت تاوزِند دالر.

When the paintings were sold, the millionaire’s niece was the beneficiary.

وقتی نقاشی‌ها فروخته شدند، خواهرزاده میلیونر بهره‌مند شد.

وِن دِ پِینتینگز وِر سولد، دِ میلیُنِرز نیس واز دِ بِنِفیشِری.

My brother was the beneficiary of excellent advice from his guidance counselor.

برادرم از توصیه‌های عالی مشاور تحصیلی خود بهره‌مند شد.

مای براذِر واز دِ بِنِفیشِری آو اِکسِلِنت اَدوایس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.