واژه

penalize

(pē' nə līz)

جریمه کردن، مجازات کردن

پینِلایز

Definition

declare punishable by law or rule; set a penalty for

توضیح فارسی

مستحق مجازات دانستن؛ جریمه تعیین کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The Detroit Lions were penalized fifteen yards for their rough play.

تیم دیترویت لاینز به خاطر بازی خشن خود پانزده یارد جریمه شد.

دِ دیترویت لاینز وِر پینِلایزد فیفتین یاردز.

We were penalized for not following tradition.

ما به خاطر پیروی نکردن از سنت مجازات شدیم.

وی وِر پینِلایزد فور نات فالوئینگ تِرَدیشن.

Mrs. Robins penalized us for doing the math problem in ink.

خانم رابینز ما را به خاطر حل مسئله ریاضی با جوهر جریمه کرد.

میسِز رابینز پینِلایزد آس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.