واژه

homicide

(häm' ə sīd)

قتل

هامِساید

Definition

a killing of one human being by another; murder

توضیح فارسی

کشتن یک انسان توسط انسان دیگر؛ قتل

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The police were baffled as to who was responsible for the homicide.

پلیس درباره اینکه چه کسی مسئول قتل بوده گیج شده بود.

دِ پولیس وِر بَفِلد اَز تو هو واز ریسپانسبِل.

It took a crafty person to get away with that homicide.

برای فرار از مجازات آن قتل به فردی حیله‌گر نیاز بود.

ایت توک اِ کرافتی پِرسِن تو گِت اوِی ویذ دَت هامِساید.

News of the homicide quickly circulated through our vicinity.

خبر قتل به سرعت در اطراف منطقه ما پخش شد.

نیوز آو دِ هامِساید کوییکلی سِرکیولِیتِد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.