واژه

reject

(ri jekt')

رد کردن

ریجِکت

Definition

refuse to take, use, believe, consider, grant, etc.

توضیح فارسی

نپذیرفتن؛ رد کردن؛ قبول نکردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

When Sylvester tried to join the army, he was hoping the doctors would not reject him because of his eyesight.

وقتی سیلوستر سعی کرد به ارتش بپیوندد، امیدوار بود پزشکان او را به خاطر بینایی‌اش رد نکنند.

وِن سیلوِستِر تراید تو جوین دِ آرمی، هی واز هوپینگ دِ داکتِرز وود نات ریجِکت هیم.

The reform bill was unanimously rejected by Congress.

لایحه اصلاحات به اتفاق آرا توسط کنگره رد شد.

دِ ریفورم بیل واز یونَنِمِسلی ریجِکتِد بای کانگرِس.

When his promotion was rejected by the newspaper owner, the editor was thoroughly bewildered.

وقتی ترفیع او توسط صاحب روزنامه رد شد، سردبیر کاملاً گیج شد.

وِن هیز پروموشِن واز ریجِکتِد بای دِ نیوزپیپِر اونِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.