(ak näl' ij)
اَکنالِج
admit to be true
درست بودن چیزی را پذیرفتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The experts reluctantly acknowledged that their estimate of food costs was not accurate.
کارشناسان با بیمیلی اعتراف کردند که برآورد هزینه غذا دقیق نبود.
District Attorney Hogan got the man to acknowledge that he had lied in court.
دادستان هوگان مرد را وادار کرد اعتراف کند که در دادگاه دروغ گفته است.
"I hate living alone," the bachelor acknowledged.
مرد مجرد اعتراف کرد: «من از تنها زندگی کردن متنفرم.»
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.