(baf' əl)
بَفِل
be too hard to understand or solve
بیش از حد دشوار بودن برای فهم یا حل کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
How so mediocre a player earned so much money baffled me.
اینکه چگونه یک بازیکن متوسط اینهمه پول به دست آورد، مرا گیج کرد.
The topic of relativity is a baffling one.
موضوع نسبیت موضوعی گیجکننده است.
Sherlock Holmes would undoubtedly have been baffled by the way the crime was committed.
شرلوک هولمز بدون شک از شیوه انجام جرم سردرگم میشد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.