(ri lēv')
ریلیو
make less; make easier; reduce the pain of; replace; release; free
کم کردن؛ آسانتر کردن؛ کاهش درد؛ آزاد کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The pills relieved the pain from the wound I received in the conflict.
قرصها درد زخمی را که در درگیری برداشته بودم تسکین دادند.
A majority of the population wanted to relieve the mayor of his duty.
اکثریت مردم میخواستند شهردار را از مسئولیتش برکنار کنند.
The peace agreement relieved us of the threat of an attack.
توافق صلح ما را از تهدید حمله رها کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.