(trans mit')
ترَنزمیت
send over; pass on; pass along; let through
ارسال کردن؛ منتقل کردن؛ عبور دادن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Garcia’s message was transmitted to the appropriate people.
پیام گارسیا به افراد مناسب منتقل شد.
Scientists can now transmit messages from space vessels to earth.
دانشمندان اکنون میتوانند پیامها را از سفینههای فضایی به زمین منتقل کنند.
Our local radio station does not transmit broadcasts after midnight.
ایستگاه رادیویی محلی ما بعد از نیمهشب برنامهای پخش نمیکند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.