واژه

merit

(mer' it)

شایستگی، ارزش

مِریت

Definition

goodness; worth; value

توضیح فارسی

خوبی؛ ارزش؛ اهمیت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

There is little merit in lying to those you love.

در دروغ گفتن به کسانی که دوستشان دارید ارزش کمی وجود دارد.

دِر ایز لیتِل مِریت این لایینگ تو ذوز یو لاو.

My brother was promoted because of merit, not because of friendship.

برادرم به خاطر شایستگی ارتقا یافت، نه به خاطر دوستی.

مای براذِر واز پروموتِد بیکاز آو مِریت.

I can’t see any merit in your proposal.

من هیچ ارزشی در پیشنهاد تو نمی‌بینم.

آی کَنت سی اَنی مِریت این یور پروپوزال.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.