(mer' it)
مِریت
goodness; worth; value
خوبی؛ ارزش؛ اهمیت
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
There is little merit in lying to those you love.
در دروغ گفتن به کسانی که دوستشان دارید ارزش کمی وجود دارد.
My brother was promoted because of merit, not because of friendship.
برادرم به خاطر شایستگی ارتقا یافت، نه به خاطر دوستی.
I can’t see any merit in your proposal.
من هیچ ارزشی در پیشنهاد تو نمیبینم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.