واژه

detour

(dē' tōōr)

مسیر انحرافی

دیتور

Definition

a roundabout way

توضیح فارسی

راه غیرمستقیم؛ مسیر فرعی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Pop was uneasy about taking the detour in this strange town.

پاپ از رفتن به مسیر انحرافی در این شهر عجیب نگران بود.

پاپ واز آن‌ایزی اَبَوت تِیکینگ دِ دیتور.

In order to evade city traffic, Anthony took a detour.

آنتونی برای فرار از ترافیک شهر یک مسیر انحرافی را انتخاب کرد.

این اُردِر تو اِوِید سیتی تِرافیک، اَنتونی توک اِ دیتور.

The detour took us ten miles off our course.

مسیر انحرافی ما را ده مایل از مسیر اصلی دور کرد.

دِ دیتور توک آس تِن مایلز آف آور کورس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.