واژه

visible

viz ə bəl

قابل مشاهده

ویزیبِل

Definition

able to be seen

توضیح فارسی

قابل دیدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The ship was barely visible through the dense fog.

کشتی به‌سختی در میان مه غلیظ قابل مشاهده بود.

دِ شیپ واز بِرلی ویزیبِل ثرو دِ دِنس فاگ.

Before the stars are visible, the sky has to become quite dark.

پیش از آنکه ستاره‌ها قابل دیدن شوند، آسمان باید کاملاً تاریک شود.

بیفور دِ اِستارز آر ویزیبِل، دِ اِسکای هَز تو بیکام کوایت دارک.

You need a powerful lens to make some germs visible.

برای اینکه بعضی میکروب‌ها قابل مشاهده شوند، به یک عدسی قوی نیاز دارید.

یو نید اِ پاوِرفُل لِنز تو مِیک سام جِرمز ویزیبِل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.