(də lem' ə)
دیلِما
situation requiring a choice between two evils; a difficult choice
وضعیتی که نیاز به انتخاب میان دو بدی دارد؛ انتخاب دشوار
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
It is sensible not to panic in the face of a dilemma.
عاقلانه است که در برابر یک معضل دچار وحشت نشویم.
Lottie faced the dilemma of whether to approve of the operation or not.
لوتی با دوراهی تأیید کردن یا نکردن عمل جراحی روبهرو شد.
In “The Lady or the Tiger,” the hero had the dilemma of which door to open.
در داستان «بانو یا ببر»، قهرمان با دوراهی انتخاب اینکه کدام در را باز کند روبهرو بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.