واژه

anticipate

(an tis' ə pāt)

پیش‌بینی کردن، انتظار داشتن

اَنتیسیپِیت

Definition

look forward to; expect

توضیح فارسی

منتظر بودن؛ پیش‌بینی کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We anticipate a panic if the news is revealed to the public.

اگر خبر برای مردم فاش شود، ما یک وحشت عمومی را پیش‌بینی می‌کنیم.

وی اَنتیسیپِیت اِ پَنیک ایف دِ نیوز ایز ریوِیلد.

Harriet anticipated the approach of the mailman with fright.

هریت با ترس منتظر نزدیک شدن نامه‌رسان بود و آن را پیش‌بینی می‌کرد.

هَریِت اَنتیسیپِیتِد دِ اَپروچ آو دِ میل‌مَن.

With his weird powers, Lonnie was able to anticipate the ringing of the telephone.

لانی با قدرت‌های عجیبش توانست زنگ خوردن تلفن را پیش‌بینی کند.

ویذ هیز وِیرد پاوِرز، لانی واز اِیبِل تو اَنتیسیپِیت دِ رینگینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.