(an tis' ə pāt)
اَنتیسیپِیت
look forward to; expect
منتظر بودن؛ پیشبینی کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We anticipate a panic if the news is revealed to the public.
اگر خبر برای مردم فاش شود، ما یک وحشت عمومی را پیشبینی میکنیم.
Harriet anticipated the approach of the mailman with fright.
هریت با ترس منتظر نزدیک شدن نامهرسان بود و آن را پیشبینی میکرد.
With his weird powers, Lonnie was able to anticipate the ringing of the telephone.
لانی با قدرتهای عجیبش توانست زنگ خوردن تلفن را پیشبینی کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.