(ver' ə fī)
وِریفای
prove to be true; confirm
درست بودن را ثابت کردن؛ تأیید کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
A “yes man” is an employee who will verify everything the boss says.
یک «بلهقربانگو» کارمندی است که هرچه رئیس بگوید را تأیید میکند.
I was there as a witness to verify the charges against the bus driver.
من آنجا بودم تا به عنوان شاهد اتهامات علیه راننده اتوبوس را تأیید کنم.
The data I turned in were verified by the clerks in our office.
اطلاعاتی که تحویل دادم توسط کارمندان دفتر ما بررسی و تأیید شدند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.