(kən fûrm')
کِنفِرم
prove to be true or correct; make certain
درست بودن را ثابت کردن؛ قطعی کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The way Victor talked back to his mother confirmed that he was defiant.
شیوه پاسخ دادن ویکتور به مادرش تأیید کرد که او نافرمان بود.
A probe of the criminal’s background confirmed that he had been in jail numerous times.
بررسی گذشته مجرم تأیید کرد که او بارها در زندان بوده است.
Years of research confirmed the theory that smoking is harmful.
سالها تحقیق این نظریه را تأیید کرد که سیگار کشیدن زیانآور است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.