واژه

collide

(kə lĭd')

برخورد کردن

کِلاید

Definition

come together with force

توضیح فارسی

با شدت به هم برخورد کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

When the two autos collided, the people in the fragile smaller car perished.

وقتی دو خودرو برخورد کردند، افراد داخل ماشین کوچک و شکننده جان باختند.

وِن دِ تو آتوز کِلایدِد، دِ پیپل این دِ فِرَجایل اِسمالِر کار پِرِشت.

Committees are exploring ways of keeping cars from colliding.

کمیته‌ها در حال بررسی راه‌هایی برای جلوگیری از برخورد کردن خودروها هستند.

کِمیتیز آر اِکسپلورینگ وِیز آو کیپینگ کارز فرام کِلایدینگ.

In my estimate the two bicycles collided at five o’clock.

به نظر من دو دوچرخه ساعت پنج برخورد کردند.

این مای اِستیمِیت دِ تو بایسیکلز کِلایدِد اَت فایو اُکلاک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.