واژه

weary

(wēr' ē)

خسته

ویری

Definition

tired

توضیح فارسی

خسته

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I am weary of debating the same topic all day.

من از بحث کردن درباره همان موضوع در تمام روز خسته شده‌ام.

آی اَم ویری آو دیبِیتینگ دِ سِیم تاپیک آل دِی.

The farmer grew weary of bringing in the harvest every year for the past forty summers.

کشاورز از جمع‌آوری محصول هر سال در چهل تابستان گذشته خسته شد.

دِ فارمِر گرو ویری آو برینگینگ این دِ هاروِست اِوری ییر.

Let me rest my weary bones here before the march commences.

بگذار پیش از آغاز راهپیمایی استخوان‌های خسته‌ام را اینجا استراحت دهم.

لِت می رِست مای ویری بونز هیر بیفور دِ مارچ کِمِنسِز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.