واژه

plea

(plē)

درخواست، التماس

پلی

Definition

request; appeal; that which is asked of another

توضیح فارسی

درخواست؛ تقاضا؛ چیزی که از دیگری خواسته می‌شود

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The employees turned in a plea to their boss for higher pay.

کارمندان یک درخواست برای افزایش حقوق به رئیس خود ارائه کردند.

دِ اِمپلوییز تِرند این اِ پلی تو دِر باس فور هایِر پِی.

The president’s plea to release the captives was denied by the enemy.

درخواست رئیس‌جمهور برای آزاد کردن اسیران توسط دشمن رد شد.

دِ پرزیدِنتس پلی تو ریلیس دِ کَپتیوز واز دِناید بای دِ اِنِمی.

In court today, the judge consented to the lawyer’s plea for a light sentence.

امروز در دادگاه، قاضی با درخواست وکیل برای حکم سبک موافقت کرد.

این کورت تودی، دِ جاج کِنسِنتِد تو دِ لایِرز پلی فور اِ لایت سِنتِنس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.