(di vour')
دیوَور
eat hungrily; absorb completely; take in greedily
با اشتها خوردن؛ کاملاً جذب کردن؛ حریصانه مصرف کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
It was a horrid sight to see the lion devour the lamb.
دیدن اینکه شیر بره را میبلعد صحنه وحشتناکی بود.
The animal doctor was pleased to see the terrier devour the dog food.
دامپزشک خوشحال بود که سگ تریر غذای سگ را با اشتها میخورد.
My aunt devours four or five mystery books each week.
عمه من هر هفته چهار یا پنج کتاب معمایی را با ولع میخواند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.