واژه

prosper

(pros' pər)

موفق شدن / پیشرفت کردن

پِراسپِر

Definition

be successful; have good fortune

توضیح فارسی

موفق بودن؛ خوش‌اقبال بودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Howard Hughes owned numerous businesses and most of them prospered.

هاوارد هیوز صاحب کسب‌وکارهای زیادی بود و بیشتر آن‌ها موفق شدند.

هاوارد هیوز اونْد نیومِرِس بیزنِسِز اَند موست آو ذِم پراسپِرد.

No one should prosper from the misfortunes of his or her friends.

هیچ‌کس نباید از بدبختی دوستانش سود ببرد.

نو وان شود پراسپِر فرام ذِ میسفورچونز آو هیز اور هِر فرِندز.

The annual report showed that the new business was prospering.

گزارش سالانه نشان داد که کسب‌وکار جدید در حال پیشرفت است.

ذی اَنیوال ریپورت شود دَت ذِ نیو بیزنِس واز پراسپِرینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.