واژه

captive

(kap' tiv)

اسیر / زندانی

کَپتیو

Definition

prisoner

توضیح فارسی

زندانی؛ اسیر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The major was grateful to be released after having been held captive for two years.

سرگرد خوشحال بود که بعد از دو سال اسارت آزاد شد.

ذِ میجِر واز گِرِیتفول تو بی ریلیسْت اَفتِر هَوینگ بین هِلد کَپتیو فور تو ییرز.

Until the sheriff got them out, the two boys were held captive in the barn.

تا وقتی کلانتر آن‌ها را بیرون آورد، آن دو پسر در انبار اسیر نگه داشته شده بودند.

آنتیل ذِ شِریف گات ذِم آوت، ذِ تو بویز وِر هِلد کَپتیو این ذِ بارن.

Placido can hold an audience captive with his marvelous singing voice.

پلاسیدو می‌تواند با صدای فوق‌العاده‌اش تماشاگران را مجذوب نگه دارد.

پلاسیدو کَن هُلد اَن آدیِنس کَپتیو ویذ هیز ماروِلِس سینگینگ وویس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.