(kap' tiv)
کَپتیو
prisoner
زندانی؛ اسیر
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The major was grateful to be released after having been held captive for two years.
سرگرد خوشحال بود که بعد از دو سال اسارت آزاد شد.
Until the sheriff got them out, the two boys were held captive in the barn.
تا وقتی کلانتر آنها را بیرون آورد، آن دو پسر در انبار اسیر نگه داشته شده بودند.
Placido can hold an audience captive with his marvelous singing voice.
پلاسیدو میتواند با صدای فوقالعادهاش تماشاگران را مجذوب نگه دارد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.