واژه

fragile

(fraj' əl)

شکننده

فِرَجِل

Definition

easily broken, damaged, or destroyed; delicate

توضیح فارسی

به‌راحتی شکسته یا خراب‌شونده؛ ظریف

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The expensive glassware is very fragile.

ظروف شیشه‌ای گران‌قیمت بسیار شکننده هستند.

ذی اِکسپِنسیو گِلَس‌وِر ایز وِری فِرَجِل.

Things made out of plywood have a tendency to be fragile.

چیزهایی که از تخته‌چندلا ساخته می‌شوند تمایل دارند شکننده باشند.

تینگز مید آوت آو پِلای‌وود هَو اِ تِندِنسی تو بی فِرَجِل.

On the box was a label that read, "Fragile! Handle with care!"

روی جعبه برچسبی بود که نوشته بود: «شکننده! با احتیاط حمل شود!»

آن ذِ باکس واز اِ لِیبِل دَت رِد: فِرَجِل! هَندِل ویذ کِر!
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.