(fraj' əl)
فِرَجِل
easily broken, damaged, or destroyed; delicate
بهراحتی شکسته یا خرابشونده؛ ظریف
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The expensive glassware is very fragile.
ظروف شیشهای گرانقیمت بسیار شکننده هستند.
Things made out of plywood have a tendency to be fragile.
چیزهایی که از تختهچندلا ساخته میشوند تمایل دارند شکننده باشند.
On the box was a label that read, "Fragile! Handle with care!"
روی جعبه برچسبی بود که نوشته بود: «شکننده! با احتیاط حمل شود!»
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.