واژه

observe

[əbzə́:rv]

مشاهده کردن

اِبزِرو

Definition

To observe something is to watch it.

توضیح فارسی

مشاهده کردن چیزی یعنی آن را تماشا کردن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Brian observed the sun rising over the mountains.

برایان طلوع خورشید بر فراز کوه‌ها را مشاهده کرد.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.