واژه

happen

[hǽpən]

اتفاق افتادن؛ تصادفاً کاری کردن

هَپِن

Definition

If someone happens to do something, he or she does it by chance.

توضیح فارسی

اگر کسی اتفاقی کاری را انجام دهد، آن را به‌طور تصادفی انجام می‌دهد.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I happened to meet some new friends at school today.

امروز اتفاقی چند دوست جدید در مدرسه دیدم.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.