واژه

across

[əkrɔ́:s]

از عرض؛ به آن سوی

اِکراس

Definition

To go across something is to go to the other side of it.

توضیح فارسی

عبور کردن از چیزی یعنی رفتن به سوی دیگر آن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

He walked across the board to the other side.

او از روی تخته به طرف دیگر رفت.

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.