واژه

crafty

(kraf' tē)

مکار / حیله‌گر

کِرافتی

Definition

skillful in deceiving others; sly; tricky

توضیح فارسی

ماهر در فریب دادن دیگران؛ حیله‌گر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

His crafty mind prepared a comprehensive plan to defraud his partners.

ذهن حیله‌گر او نقشه‌ای کامل برای فریب شریک‌هایش طراحی کرد.

هیز کِرافتی مایند پِرپِرد اِ کامپریهِنسیو پِلَن تو دیفraud هیز پارتنِرز.

Leo didn’t use brutal strength against his opponents, but he used his crafty bag of tricks to beat them.

لئو از زور خشن علیه رقیبانش استفاده نکرد، بلکه از حقه‌های مکارانه خود برای شکست دادن آن‌ها استفاده کرد.

لیو دیدِنت یوز بروتَل اِسترِنگث اَگِینست هیز اپونِنتس، بات هی یوزْد هیز کِرافتی بَگ آو تریکس تو بیت ذِم.

The Indians did not fall for the crafty ambush.

سرخپوستان فریب کمین حیله‌گرانه را نخوردند.

ذی ایندینز دید نات فال فور ذِ کِرافتی اَمبوش.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.