(kraf' tē)
کِرافتی
skillful in deceiving others; sly; tricky
ماهر در فریب دادن دیگران؛ حیلهگر
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
His crafty mind prepared a comprehensive plan to defraud his partners.
ذهن حیلهگر او نقشهای کامل برای فریب شریکهایش طراحی کرد.
Leo didn’t use brutal strength against his opponents, but he used his crafty bag of tricks to beat them.
لئو از زور خشن علیه رقیبانش استفاده نکرد، بلکه از حقههای مکارانه خود برای شکست دادن آنها استفاده کرد.
The Indians did not fall for the crafty ambush.
سرخپوستان فریب کمین حیلهگرانه را نخوردند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.